
و بدان اي پسر ، حفظ تعادل اندر تمام اعمالي كه به دست تو رود از اهم مهمات است ؛ چنانكه آفريدگار تبارك و تعالي آن گاه كه گل آدمي را همي سرشت ، تعادل را حفظ همي كرد و اين خود از چهره سخت جميل تو پيداست ؛ ازيرا قدر كله ات با قدر هيكلت مطابقت همي دارد و آنچنان نيست كه كله ات چون كله كرگدن بزرگ همي باشد و هيكلت چون هيكل موريانه سخت كوچك . پس اي پسر، تو را سفارش همي نمايم به حفظ تعادل اندر زندگاني ؛ تا مانند پدر، هم اندر اين دنيا و هم اندر آن دنيا سخت سعادتمند همي شوي و چناچه غير از اين كني ، خير نبيني ، انشاءالله تعالي .
و در حكايتي آورده اند كه از مردي حكيم،دانشمند،فيلسوف،منجم،شاعر و نقاش و... پرسيدند كه : علل موفقيت تو همي چيست يا حكيم ؟! و مرد ، في الفور و في البداهه علل موفقيتش را اندر يك رباعي همي سرود ؛ چنان كه چشم تمام سائلين از حدقه به بيرون اندر زد و دهانهايشان باز همي ماند .
در جام طلايي ام پز مل دارم !
در باغچه ام ، سي و سه تا گل دارم
اين ها به كنار ، بنده در هركاري
پيروز شدم ، چرا ؟ تعادل دارم
و نقل كرده اند كه منظور از داشتن تعادل اندر اين شعر خواجه مجهول همي مطابقت كند با ضرب المثلي سخت معروف كه : رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود / رهرو آن است كه آهسته و پيوسته رود ...
پس بدان اي پسر كه تندروي كردن اندر هر كاري سخت ناپسند باشد ، حتي تند روي كردن اندر فراگيري علم ؛ چنان تو را به خرخواني متهم همي كنند و حق همي دارند و تو دچار ياس فلسفي همي شوي و ترك تحصيل همي كني تا متهم نباشي و آنوقت است كه خاك بر سرت همي شود ، انشاءالله تعالي .
اي پسر، بدان كه از قديم گفته اند : آسته بيا ، آسته برو كه گربه شاخت نزنه ... و اندر اين كلام گنجي نهفته است كه تو خود موظف همي هستي آن را بيابي و آن گنج معني اين كلام همي خواهد بود.
اي پسر، بدان كه براي حفظ تعادل، تو را واجب باشد كه سبيلي همي داشته باشي چون رسن ، چنان كه كه نقل كرده اند اگر يك تار مو از سبيل گربه همي كنده شود ، تعادلش را از دست خواهد داد و باقي زندگاني اش را كج و معوج راه خواهد همي رفت . پس تو اي پسر كه آدم همي هستي ، آدم باش ! و سبيلت را نتراش ؛ ازيرا از گربه كه جانوري زبان بسته است ، هيچ كم نداري . چنانكه بنده ، بنده با فضيلت و برخوردار از طبع لطيف شاعرانه در اين باب سروده ام :
در كشور مصر نيل بايد باشد
در كشور هند فيل بايد باشد
بر صورت تو اي پسر نا خلفم
ده بيل نه بل ، سبيل بايد باشد !
و اي پسر ، حال كه تو را از چگونگي داشتن تعادل آگاه همي ساختم ، چند جمله اي مختصر و مفيد در باب رعايت عدالت با تو سخن همي خواهم گفت .
و عدالت امري است كه اجراي آن از اوجب واجبات است و در مقابله با ظلم و ستم قرار مي گيرد و در لغت نامه خواجه علي اكبر دهخدا ( نورالله مرقده ) همي آمده است كه عدالت را تساوي و مساوات به حق و انصاف معني باشد كه همگان از برقراري آن خرسند همي شوند .
پس اي پسر ، جان مادرت عادل باش ، البته منظورم خواجه عادل فردوسي پور ( رضي الله عنه ) نيست ؛ ار چه او نيز سخت عادل است و حتي به اندازه سر سوزني متعصب نيست و اندر نزد او قرمز و آبي يكسان همي باشد وتنها مشكي را رنگ عشق همي داند ! و هميشه سخن حق را بر زبان همي آورد ؛ فقط عيبش اين است كه آگاه نيست از معناي اين ضرب المثل سخت ارزشمند كه زبان سرخ سر سبز را مي دهد بر باد ، انشاءالله تعالي .
اي پسر ، بدان كه براي كسب گوهر كمال ، تو را واجب است كه گوهر عدالت را بيابي و گوهر عدالت ، تو را سخت موفق همي خواهد ساخت و نامت را بر سر زبان ها جاري همي خواهد كرد ؛ چون خواجه عادل فردوسي پور ( رضي الله عنه ) كه نامش بر سر زبان همگان جاري ا ست ، خاصه بر سر زبان فوتباليست ها و فوتبال دوست ها . چنانكه شاعر فاضل و عادل سروده است :
يكبار شده بيا و اهل دل باش
اي دوست ! هميشه راستكي عاقل باش
منظورم اينه حتي شده يك كم هم
تا زنده در اين زمانه اي ، عادل باش !
و در آخر ، بدان اي پسر كه حفظ تعادل و رعايت عدالت همي دو بردارند كه هيچ زمانه اي پيوندشان را نگسلد و جزاي نيك و بد عمل به آن ها ، هم اندر اين جهان به تو رسد و هم اندر آن جهان همي . پس نصايح مرا خوب به ياد آر و عمل همي نماي تا چون پدر ، سعادتمند همي شوي ، انشاءالله تعالي.
* کار یکاتور از نازنین جمشیدی
چاپ شده در شماره ۲۰۳ ماهنامه رشد جوان ـ اردیبهشت ۱۳۸۷