هواي زندگي عجيب سرده
ببين زمونه با شما چي كرده
كجاست خنده و كجاست شادي ؟
چه قدر مشكلات اقتصادي ؟!
صفاي آدماي در به در كو ؟
تابستونه ، خداي من ! سفر كو ؟
مجردي ، دوباره صاف و ساده
بريم سفر تو دشت و كوه و جاده
هرچي داريم براي هم رو كنيم
تو قابلمه املت و نيمرو كنيم !
مجردي نشد ، با همسر مي ريم
ماشين نبود ، با كره ی خر مي ريم !
نمي تونيم اسير خونه باشيم
به فكر خنجر زمونه باشيم
دست زمونه رفته توي بيني
براي حفظ سوخت زير زميني !
آقا ! خانم ! مصرف بنزين بسه
دولت ما دوباره دلواپسه
عجيب طرح دولتي هميشه
مي خوام برم سفر ، ولي نمي شه !
مي گن جوون ! مي گن كسي كه پيري !
اگه نري سفر ، مگه مي ميري ؟!
يه ليتر هم نمي كنيم اضافه
به باك هاي تشنه و كلافه
بايد به فكر طرح تازه باشيم
به فكر سوخت بي اجازه باشيم !
مردم مهربان و خوب و ساده
كه لنگ مانده ايد توي جاده !
چه خوبه بي خيال باشيم ، بخنديم
به ياري شما نيازمنديم !
* تصویرگر : نازنین جمشیدی
چاپ شده در شماره ۱۹۱ ماهنامه گل آقا ـ آبان ماه سال ۱۳۸۶
